تبلیغات
یآسِمان

یآسِمان

سیر_نمیشوم_ز_تو

من عاشق توام 
وقتی میگم عاشق تو ام دقیقا یعنی چی؟
عاشق دم نمی زنه و ناراحت نمیشه ... هیچوقت 
من عاشق تو ام شقا ... اگه دم زدم شاید یادم رفته که عاشقتم
و اگه اینجوری بوده معذرت میخوام ازت 
دلم میخواد دوباره عاشقت باشم 
و لطفا تو هم عاشقم باش 


[ سه شنبه 23 خرداد 1396 ] [ 12:08 ق.ظ ] [ یاسین ] نظرات

و قلبم تیر میکشد



[ چهارشنبه 30 فروردین 1396 ] [ 01:49 ق.ظ ] [ شقا ] نظرات

وقتی سال داره نو میشه

بعضی چیزا رو باید فرستاد بره

بعضی چیزا رو هم باید برگردوند

در انتخاب این موارد دقت لازم را داشته باشیم.


[ چهارشنبه 25 اسفند 1395 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ شقا ] نظرات

هیچ وقت پیش تو دستپاچه نشدم.
صورتم سرخ نشد.
نترسیدم.

هیچ وقت واسه اینکه دلتو ببرم "خانوم" نشدم.
"سنگین" نشدم.
سایز لقمه هامو به یک هشتم اندازه ی واقعیشون کاهش ندادم.
با عشوه راه نرفتم.
صدامو نازک نکردم.
خنده های بلند بلند از ته دلمو با یه لبخند ملیح فیک مسخره جایگزین نکردم.
من واسه به دست آوردنت زور نزدم.
هیچ وقت "الکی" نبودم".

هیچ وقت سیاست نداشتم.
هیچ وقت نترسیدم.
هیچ وقت نترسیدم از خودم بودن
یا از تو.
هیچ وقت نترسیدم از این که بگم دوست دارم.

تو دوستم بودی.
قبل از همه ی چیزای دیگه ای که شدی و قراره بشی واسم
دوست بودی.
ما همو دیدیم قبل از اینکه همو ببینیم.

ما تو یه نگاه عاشق نشدیم.
تو دوست بودی.
من چشم نمیخواستم.
چشامو بستم اومدم سمتت.

هیچ رابطه ی عاشقانه ای ما رو به هم وصل نکرد.
عشق شروعمون نبود.
عشق ریشه مون نبود.
ما دوست بودیم.
وصل بودیم.
عشق دلش ما رو خواست
اومد دورمون پیچید.

ما از عشق بالاتریم.

تولدت مبارک بهترین دوست من


[ دوشنبه 16 اسفند 1395 ] [ 11:59 ب.ظ ] [ شقا ] نظرات

هر وقت اینو فهمیدی که بعد از ازدواج، دنیات به شوهرت محدود نمیشه، بعد ازدواج کن.

ازدواج یعنی تو حق داری روابط اجتماعیتو داشته باشی، حق داری دوستاتو داشته باشی، حق داری خانوادتو داشته باشی، حق داری شغلتو داشته باشی، حق داری عقایدتو داشته باشی، حق داری دنیاتو داشته باشی،... اما من باهاتم.
یعنی تو خودتی و من منم ولی ما با همیم.
یعنی دنیات کوچیک نمیشه به اندازه ی من.
یعنی دنیات بزرگ میشه به اندازه ی دوتامون.
یعنی بهت اعتماد دارم.
یعنی بهم اعتماد کن.
یعنی سدّت نمیشم.
یعنی همراهت میشم.
یعنی دستتو میگیرم میرسونمت اونجایی که میخوای.
یعنی دستمو بگیر..


[ پنجشنبه 16 دی 1395 ] [ 05:12 ب.ظ ] [ شقا ] نظرات

دلم میخواس میشد همه ی کافه های شهرامونو دوتایی فتح کنیم.
حتی کافه هایی که بوی گند سیگار میدن.
حتی کافه هایی که آب پرتقالشون بوی پا میده.
حتی کافه هایی که عن رو در قالب شیک نوتلا سرو میکنن تو لامپ میدن به خوردت.

فتح میخوام فقط.
در جهان چیزی نیست که دلم بیشتر از این بخوادش ینی.



[ جمعه 12 آذر 1395 ] [ 02:16 ق.ظ ] [ شقا ] نظرات

این روزا کلمه ی «دور» ملکه ذهنم شده... همه چیزو با دوری و نزدیکی می سنجم... دور بودن کابوس شده برام... حتی مثلا برا مصاحبه که میریم وقتی آدرسا یکم دورن کلافه میشم... نمی خوام منتظر باشم... نمی خوام صبر کنم... می خوام برسم... زود برسم... حالا هرچی که هست... هدفم٬ کارم٬ خونه و... و البته عشقم که دورتر از همه ست 
و فقط یه بار دیدمش و الان دلتنگش نیستم چون کسی رو که کلا یه بار دیدی دلتنگش نمیشی.. حریص دیدارش میشی... همیشه حریص دیدنتم اما دوری مترادف شده با ناتوانی مترادف شده با مشکلات با خیلی چیزای مزخرف که نمیذاره یه بار دیگه بهترین روزای زندگی رو برا خودمون بسازیم... نمی دونم صبور بودن اخلاق خوبیه یا نه اما وقتی با خودم فک می کنم تو تنهاییام راضی میشم به همین چت کردن٬ به همین کلمات مجازی٬ به ایموجیا٬ همین تلگرام مزخرف ناقص...


[ جمعه 12 آذر 1395 ] [ 01:38 ق.ظ ] [ یاسین ] نظرات

"یه هفته س ندیدمش. باورتون میشه؟"

یه هفته! تعجب میکنم.
دوستم یه هفته س عشقشو ندیده. سخته. دلش تنگ شده. خب حق داره دلش تنگ شه. آدما حق دارن. دوری دلتنگی میاره. آدما از دوری هم مریض میشن. کلافه میشن.
روزی چند بار. یه بار لااقل. اصن هفته ای یه بار. دیدن لازمه.

دوری دلتنگی میاره.
آدم میتونه دلتنگ کسی بشه که ندیدتش؟
دلتنگ کسی که همیشه دور بوده.
چه جوری آدم باید دلتنگ نزدیکی ای بشه که هرگز رخ نداده؟
خب دلتنگی فاصله ی بین دو تا دیداره. مگه نیست؟
پس اسمش چیه؟ وقتی هیچوقت ندیدیش چی باید بگی؟ وقتی هیچوقت ندیدیش. وقتی تنها وسیله ی ارتباطیتون در دسترسه. وقتی داری از تنها وسیله ی ارتباطیتون استفاده میکنی. وقتی هیچوقت نزدیکتر از این نبوده. هیچوقت از صفحه ی گوشیت نزدیکتر نبوده. دلتنگی چه جوری باید اینجا تعریف بشه؟ چه جوری تعریف میشه؟
"دلم برات تنگ شده"؟ برای چی؟ قدم زدناتون؟ خنده هاتون؟ مسخره بازیاتون؟ زل زدناتون؟ گرفتن دستاش؟ یا چی؟.... برای چی؟ مگه کدومشو تا حالا داشتی؟ وقتی هیچ وقت ندیدیش چه جوری میتونستی داشته باشیش؟
دلتنگی چه جوری اینجا تعریف میشه؟ "دلم میخوادت"؟
یا چی؟

دلتنگی فاصله ی بین دو تا دیداره.
یه دیدار اتفاق افتاد.
اما فقط یکی. نه بیشتر.
دلتنگی فاصله ی بین دو تا دیداره.
اما وقتی فقط یه بار دیدیش چی؟
بازم یه چیز کمه.
دیدیش. و بازم یه چیز کمه.
فاصله ی بین کدوم دو تا دیدار؟
مگه دلتنگی ای که بخواد تا ابد کش بیاد بازم اسمش دلتنگیه؟
یعنی بعضی دلتنگیا پایانشون بازه؟
اگه این اسمش دلتنگیه، پس اون دوستم که فقط یه هفته عشقشو ندیده بود چی؟ چرا دلش تنگ شده بود؟ اونم دلتنگیه؟ یا این؟
چه جوری میشه که هم این باشه و هم اون.

چه جوری اونا یه هفته هم بدون هم دووم نمیارن ولی من زنده م؟
من فرق دارم؟
آره. فرق دارم.
آدما فرق دارن با هم.
شرایط آدما رو عوض میکنه.
من یاد گرفتم دلتنگیمو کش بدم. بشه یه رشته ی نازک. یه  نخ. یه کش.
اونا دلتنگیشونو گلوله میکنن. کلاف میکنن. گلوله هه تو گلوشون بزرگ میشه و رشد میکنه و سر یه هفته میشه بغض.
ولی من یاد گرفتم دلتنگیمو کش بدم. که گوله نشه. که نخوره تو سرم. که خفه م نکنه.
ولی تا کجا میتونم کشش بدم بدون این که کمونه کنه؟ بدون این که برگرده؟ بدون این که بخوره تو صورتم؟
تا کجا باید کشش بدم که هنوزم بتونه کش بیاد؟
تا کجا باید هنوزم بتونم؟

چه جوری بدون هم زندگی کردیم؟




ازم میپرسن چه جوری آشنا شدیم.
میفهمم سوال و جواب شروع شده. جواب میدم به همشون.
ذهنم پر میشه از {اون سوالو نپرس}
+ چه جوری با هم آشنا شدین؟
- شروعش از وبلاگ بود.
{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}...
+ از کی با هم دوست معمولی بودین؟
- فکر کنم از 92-93
{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}...
+ کی عاشق هم شدین؟
- یه سال میشه تقریبا.
{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}...
+ تا حالا دیدیش؟
- آره معلومه که دیدم.
{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}...
{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}...
{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}{اون سوالو نپرس}...
و میپرسه.

+ چند بار؟


[ چهارشنبه 10 آذر 1395 ] [ 09:03 ب.ظ ] [ شقا ] نظرات

چگونه یک ایرانی اصیل باشیم؟
درس اول

هرگاه به شما در مورد رعایت کردن مسئله ی کوچک یا بزرگی تذکر دادند، یا از امری نهی نمودند و در مجموع هر نوع توصیه ای که به نظر شما غیر ضروری آمد یا شما را خوش نیامد (فارغ از اینکه آن امر فی نفسه ضروری است یا خیر)، فورا در موضع بدبختی قرار گرفته، افاضه فضل بفرمایید : "مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟"

توجه شما را به چند مثال جالب جلب مینمایم.
شخص شماره 1 : +
شخص شماره 2 : -

+ لطفا در این مکان زباله نریزید.
- مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟

+ این خبر شایعه است. لطفا قبل از انتشار هر خبری، لااقل سرچی نموده و سپس در صورت صحت خبر نسبت به انتشار آن اقدام کنید
- مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟

+ لطفا جلوی بچه اینطوری حرف نزنید.
- مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟

+ لطفا هنگام نوشتن، #هکسره را رعایت کنید. رسم الخط فارسی را به فاک ندهید.
- مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟

+ لطفا سعی کنید فینگیلیش ننویسید. این کار به مرور زمان سبب ضعف شما در املای فارسی و فراموشی تدریجی زبان مادری تان میشود.
- مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟

+ لطفا آلبوم این خواننده رو اورجینال تهیه کنید و از کار فرهنگی حمایت کنید.
- مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟

+ بیایید با هم به کنسرت فلان خواننده برویم و ساعاتی چند از دست روزمرگی های زندگی نجات یابیم و شاد شویم.
- مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟

+ گه خوردم. کنسرت فلان خواننده همین الان لغو شد.
- مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟

+ فلان حرکت اجتماعی در حمایت از فلان شخصیت که فلان کار را کرده است الان فلان بلا سرش آمده است راه افتاده است. هیچ کاری که نمیکنید لااقل با یک هشتگ ناقابل حمایت خود را اعلام کنید تا صدای ما را بیشتر به گوش مردم برسانید.
- مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟

+ بیایید این خبر را بخوانید ببنید تو چه ---ی داریم زندگی میکنیم.
- مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟

+ از کودکان کار حمایت کنید.
- مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟


در موارد پیشرفته تر، جهت به اثبات رساندن هر چه بیشتر اصالت خود، در ارتباط با موارد مذکور یا هر مورد دیگری به طور کلی، ساعت ها با شخص شماره 1 به بحث و مجادله بپردازید اما در نهایت (دقت کنید اینجا خیلی نکته ی کلیدی و مهمی است) کم بیاورید و غرغرکنان برخاسته و بگویید "مگه خودم کم بدبختی تو زندگیم دارم که نگران این باشم؟" و صحنه را ترک کنید.
این کار را سعی کنید انجام بدهید خیلی. شخص شماره 1 ها دوست دارن.

البته در پایان باید بگویم عامل تمام بدبختی های زندگیتان خود شما هستید با این استدلالتان. در واقع باید بگویم که ریدید.
البته شاید بگویید همه ایرانی ها اینطور نیستند. و در پاسخ باید بگویم عزیزم من دارم راجب ایرانی های اصیل صحبت میکنم وقت منو نگیر مرسی.






+ پ.ن 1 : دلم تنگ شد اومدم وبلاگ. همینجوری بیخودی.
اونم نه با گوشی. با لپ تاپ. دلم صدای تق تق کیبورد میخواس.
دلم باز کردن یهویی پونصد تا new tab میخواس. سر زدن یهویی به پونصد تا وبلاگ.
البته دیگه مث قدیما پونصد تا نیستید ولی خب :| :)))



+ وبلاگ ها خانه اند.


[ یکشنبه 4 مهر 1395 ] [ 04:08 ب.ظ ] [ شقا ] نظرات

مثلا یهویی تو یه گروهی اد میشی متشکل از دوستان دوران ابتدایی - راهنماییت. که طبیعتا اگه خودت دختر باشی همشون دخترن :| مگه اینکه در طی این چند سال یا تو تغییر جنسیت داده باشی یا همه ی اونا به صورت هماهنگ :|

خب ندادین. پس این گزینه منتفیه.

پس این عکسای پروفایل سیبیل کلفت و چهارشونه و هیکلی و حتی در مواردی عکس پرسنلی سیبیل کلفت و چهارشونه و هیکلی رو پروفایل یه مشت دختر چی میگه؟؟ :|

ازشون میپرسی میگن شوهرمه دیگه :|

حالا از این معضل که بیشترشون تو سن 18-17 سالگی قید درس و دانشگاهو زدن و در مواردی هنوز نمیتونن یه متن یه صفحه ای کتاب فارسی دوران دبیرستانشونو از بالا تا پایین بدون 35 تا تپق از رو بخونن گذشت میکنیم :|

خو اگه اون شوهرته تک و تنها رو پروفایل تو چیکار میکنه؟ مگه تو شوهرتی؟ :| چرا تو کنارش نیستی؟ :|

شاید بگین به تو چه که بله طبیعتا به من چه :| ولی خب مسئله گسترده تر از این حرفاس. ازدواج کردن چند تا level جدید بهش اضافه شده جدیدا که اگه اونا رو پاس نکنی نمیتونی صعود کنی مرحله ی بعد انگار :| پاک کردن عکسای خودت از تمااامی شبکه های اجتماعی و جایگزینیش با عکس گل و بلبل، بچه های گوگولی و مامانی، عکس نوشته هایی بسیار ارزشمند و کمیاب :| در توصیف نکات کلیدی موفقیت، زندگی، عشق، خدا...، یک جعبه کادو که روش یه قلب چسبیده کنارش یه گله با یه فنجون قهوه روش نوشته صبحتان زیبا :| دی اکتیو کردن اکانت فیس بوک، پاک کردن وبلاگ، و چیزهایی از این دست :|

خب سوال اینجاست که اگه از گذشته ی خودت شرمگینی، اصلا چرا ساختیش؟ اگه شرمگین نیستی چرا داری میزنی میپکونیش؟ چرا قبلا بودی و الان نیستی؟ اگه میخواستی نباشی چرا از اول بودی؟ اگه عکس گذاشتن عیبه چرا از اول میذاشتی؟ اگه عیب نیست چرا نمیذاری؟

پاسخ منطقی تمام اون دسته از عزیزانی که این مراحل پاکسازی رو با موفقیت پشت سر میذارن به این دسته از سوالات اینه : آقامون نمیذاره. آقامون دوست نداره. آقامون خوشش نمیاد :|

اون دوست نداره؟ پس خود تو چی؟ تو چی هستی؟ کی هستی؟ چه جور آدمی هستی؟

درسته. ازدواج ینی درک متقابل. ینی "گاهی" کوتاه اومدن هر دو طرف. "هر دو طرف". کوتاه اومدنم فرق داره با عوض شدن.

با کسی نباش که به خاطرش اونقدر کوتاه بیای که عوض بشی.

این "آقامون دوست نداره" فقط شامل این لوس بازی های تحولات فضای مجازی نمیشه آخه. این فقط شروعه. اغلب اون آقاهایی که "دوست ندارن" خیلی چیزای دیگه رو هم دوست ندارن. اونقدر "دوست ندارن" که یه روزی به خودت میای میبینی اصن دیگه خودت نیستی. به خودت میای میبینی دیگه خودی وجود نداره که بخوای بهش بیای :|

کللللل اینا رو گفتم که به این برسم فقط.

ازدواج واسه کامل شدنه.

کسی که درکنارش نتونی خودت باشی، نمیتونی باهاش کامل بشی.

اگه از خودت دور بشی، نمیتونی به کسی نزدیک بشی.

همین دیگه. خوشبخت باشین.

Telegram.me/wearenotfoolish



[ شنبه 20 شهریور 1395 ] [ 02:25 ب.ظ ] [ شقا ] نظرات

احساسات پیچیده ن.

بعضی وقتا یه آدمو خیلی زیاد دوست داری، از وقت گذروندن باهاش لذت میبری، بودن کنارش حس خوبی بهت میده، باهاش احساس راحتی میکنی. اما فقط همین! اگه اون آدم جنس مخالفت باشه و هم سن و سالت، دلیل نمیشه دلت بخواد باهاش ازدواج کنی :| دلیل نمیشه بهش حس خواهرانه یا برادرانه داشته باشی :| اگه همسن پدر یا مادرت باشه، دلیل نمیشه مثل پدر یا مادرت دوسش داشته باشی :| اگه همسن بچته، دلیل نمیشه اون آدمو مثل بچه ت بدونی. اگه هم جنسته، دلیل نمیشه آرزو کنی مثلا کاش مرد بودم تو رو میگرفتم :| انسان توانایی داشتن بی نهایت نوع احساس متفاوت نسبت به بی نهایت آدم متفاوت رو داره. نمیشه رو همشون اسم گذاشت. نمیشه همه شونو به چیزی تشبیه کرد. نباید همه شونو با هم قاطی کرد. رو بعضی حسا فقط میشه اسم "من از بودن در کنارت حس خوبی دارم" گذاشت :|
از صدای یه خواننده لذت میبری. به واسطه ی حس بسیار خوبی که نسبت به صداش داری، و به خاطر لحظه های خوبی که با صداش برات ساخته، محبت شدیدی نسبت بهش احساس میکنی، دلت میخواد بغلش کنی و ببوسیش حتی! اما این حس و حتی این بغل و بوس چیزی فراتر از "من از صدای تو لذت میبرم نیست" ! این که یه خواننده خوب میخونه و یه کم خوشتیپم هس ( :| ) دلیل نمیشه دلت بخواد باهاش ازدواج کنی :| یا حتی برادر/خواهرت بدونیش! دلیل نمیشه تو رویاهات ازش چند تا بچه داشته باشی :| دلیل نمیشه از عشقش خودکشی کنی :|
اما افراد عموما در رنج سنی 12 تا 15-16 سال، نمیتونن تنوع و پیچیدگی بی نهایت توانایی عشق ورزی در انسان رو درک کنن. تو پیج آدم معروفا هی فداشون میشن، زیر پستاشون جون میدن، ازشون کورکورانه تقلید میکنن و بت میسازن، در نوع شدیدترش، سال ها در عشقشون میسوزن و عذاب میکشن که این دسته واقعا نیاز به درمان دارن :| گاهی اوقات هم این کج فهمی از احساساتشون، باهاشون بزرگ میشه. اونقدر بزرگ که تبدیل میشن به همسری که تو اتاق خوابش، رو یه دیوار کامل، عکس بزرگ شده ی خواننده ی محبوبشو زده و تصویر اونو بیشتر از حضور واقعی همسرش میپرسته :| تبدیل میشن به کسی که به راحتی خیانت میکنه چون به جای توانایی تمییز دادن احساسات مختلفش از هم دیگه، توانایی نامگذاری "عشق" به روی هر نوع احساسی، در وجودش رشد و پرورش پیدا کرده :|
احساسات کنترل نشده ی بچه هاتون نسبت به سلبریتی ها رو جدی بگیرین خلاصه. خیلی وقتا، مث یه قارچ سمی رشد میکنن و در نهایت تبدیل به کوهی از حماقت میشن :|


[ چهارشنبه 17 شهریور 1395 ] [ 01:56 ق.ظ ] [ شقا ] نظرات

خوبه که قبل از بیرون رفتن به قصد خرید لباس، حموم بریم :|

خوبه که از مام و اسپری استفاده کنیم :|

خوبه که موقع پوشیدن لباسی که شاید قصد خریدشو داشته باشیم شایدم قصد خریدشو نداشته باشیم، بوی گند ندیم :|

خوبه که بوی خوب بدیم :|

خوبه که به لباسی که یه بدبخت دیگه ای احتمالا در آینده میخواد بخرتش، بوی گند منتقل نکنیم :|

خوبه که یه کاری نکنیم که دیگرانو مجبور کنیم لباسی رو که هنوز یه بارم ازش استفاده نکردن بشورن :|

بوی عرقمون، به هیچ عنوان هدیه ی خوبی نیست که برای افراد جامعه به جا بذاریم -_-

در صورت عدم ابتلا به هرگونه بیماری خاص و لاعلاجی که با وجود رعایت بهداشت شخصی، منجر به انتشار بوی بد از بدن شما به طور مداوم میشه، و در صورت وجود حمام در محل زندگیتون و داشتن استطاعت مالی کافی برای تهیه ی اسپری و مام، هیچ توجیهی برای به یادگار گذاشتن بوی دلنشین (!) مبارکتون در البسه ی موجود در فروشگاه ها وجود نداره.

و با این وجود اگر باز هم بوی مبارکتون رو در البسه ی موجود در فروشگاه ها به یادگار میذارید، در اولین فرصت به دست آمده، خودتون رو منهدم کنید.

مرسی.



[ شنبه 23 مرداد 1395 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ شقا ] نظرات

ترانه ای که استاد شقایق به عنوان هدیه تولد لطف کردن به بنده تقدیم کردن  در جواب ترانه ای بود که چندی قبل تر بنده در محضرشون مرتکب شده بودم... که در ذیل مشاهده می فرمایید: 



رگ خوابمو بزن٬ چون 
تو تووی خوابم نبودی
منو باز دیوونه کرده
حس ساده ی حسودی 

منو باز بیدار کن از خواب 
قبل بیداری عقلم 
نمی خوام این دفه باشم
توی خوابای خودم هم 

توی خوابای خودم من
بی تو هی فرو می ریزم
زندگی تازه می خوام
خوابمو ببین عزیزم

کافیه برای این عشق 
کمی از خودت رها شی
خودتو بزن به اون راه
کافیه دیوونه باشی 
رخوت سخت یه خوابُ 
بگیر از دل دیوونه م
عشق با حساب کتابُ
بگیر از دل دیوونه م


+عنوان: تغییر شکل یافته ی  «بانوی من امشب ترانه سازی کن» 


[ شنبه 26 تیر 1395 ] [ 06:52 ب.ظ ] [ یاسین ] نظرات

باید از خواب تو بیدار می شدم
اما نه، این انتخاب من نبود
گفتی دل کندی از آرزوی عشق
گفتی، اما این جواب من نبود

چه جوری وقتی خودت حقیقتی
باید از خواب تو بیدار میشدم؟
آخه با زنگ کدوم ساعت نحس
میتونم بگذرم از سهم خودم؟

واسه چی باید تو خواب ببینمت
وقتی بیداری باهات رویا میشه؟
وقتی هرم نفسات از راه دور
تو تنم کوره ای از گرما میشه؟

با تو هر لحظه ی خواب خوب من
دوره از حسرت تعبیر شدن
عشق من! "سیر نمیشوم ز تو"
تا ابد! تا لحظه ی پیر شدن

واسه چی باید تو خواب ببینمت
وقتی بیداری باهات رویا میشه؟
وقتی حتی با صدای نفسات
تک تک ثانیه هام زیبا میشه؟

#شقا

94/12/16



+ توضیحات : هدیه ی من واسه تولدش
اسفند سال گذشته.

هرگونه کپی برداری پیگرد قانونی دارد.




* عنوان از رستاک


[ شنبه 26 تیر 1395 ] [ 06:26 ب.ظ ] [ شقا ] نظرات

+ دلم شکسته. و خوب شدنی نیست.
من اونقدر بی رحم نیستم که بتونم خوب بشم به راحتی.
احتمالا سر درنمیارین چی میگم. بیخیال :| اصن زبونمم نمیچرخه توضیحش بدم. ولش کن :|



+ اینو ترم اول تو کارگاه مصالح با یک عدد دستکش پلاستیکی و گچ درست کردم :|
الان انگشتاشو لاک زدم میخوام ازش چیز میز آویزون کنم :|





+ بین "فراموش کردن" و "به رو نیاوردن" مرز باریکی وجود داره که بالاخره یه روزی یه جایی نشون میده خودشو و این نشون دادن حتی میتونه در بدترین حالت ممکن باشه.
خلاصه کاری نکنید که یه روزی یه جایی یه کسی عکس العمل  یا عکس الاعمال یک عمل یا اعمال فراموش نشدتونو در حق خودش، در بدترین حالت ممکن از خودش بروز بده.
:|
به طور خلاصه: انسان باشید.
و قدر انسانیت انسان های اطرافتونو بدونید.
خیلی چیزا وظیفه نیس ولی واقعا، واااااقعا، واااااااااااااااااااااقعن انتطار میره ازتون.
خیلی چیزا وطیفه نیست ولی نشونه ی انسانیته.
نشونه ی دوستیه.
نشونه ی لیاقته.
اصن همه چیزه :|



+ اگه با گوشی میاین وبلاگ احتمالا قالب وبلاگمون درست و حسابی نشون داده نمیشه براتون.
خلاصه اگه با گوشی میاین و براتون سوال ایجاد شده که اون تابلوی قلب سبز کوچولو که در این پست راجبش توضیح دادم و گفتم بک گراند وبمونه، دقیقا کجاس، اینم جهت رفع ابهام :|
روش کلیک کنید بزرگ بشه :|





+ خیلی چیزا هس که به روت نمیاری ولی به مرور زمان، از یه جایی میزنه بیرون و تو هوا پخش میشه :| و به همه نشون میده که چقدر برات آزار دهنده بوده...


[ چهارشنبه 23 تیر 1395 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ شقا ] نظرات

تعداد کل صفحات : 2 ::     1  2  



      قالب ساز آنلاین