تبلیغات
یآسِمان - حلقه یعنی حلقه ی چشم مستت

یآسِمان

سیر_نمیشوم_ز_تو

یه چیزی خیلی رو مخمه نمیشه نگم واقعا :|

ببینید من با هرگونه ست کردن دو نفره هیچ گونه مشکلی ندارم :|

اصن حاضرم جوری با یاسین تیپمو ست کنم که شکل اسبای درشکه بشیم :| (البته نه در این حد حالا :| در حال حاضر از مدارک لازم برای اسب درشکه شدن فقط ساعت و دستبندشو داریم :| :دی)

ولی تا قبل از نامزدی و ازدواج رسمی حلقه دستم نمیکنم :| ینی خزترین حرکت ممکنه :|
تصویر ذهنی من از حلقه، نشونه ای برای تعهد رسمی و با اطلاع خانواده هاس. ینی اون مرحله ای که همه چی در اوج جدیت قرار میگیره.
حالا هرچقدرم عاشق هم باشید، هرچقدرم قصد ازدواج داشته باشید و هرچقدرم اسم بچه هاتونو انتخاب کرده باشید و حتی رنگ پرده های خونتون رو، وقتی قبل خواستگاری و این داستانا حلقه دستتون میکنید احساس "اینا رو نیگا چه جوگیرن دو روز دیگه این حلقه ها رو پرت میکنن تو صورت هم" نسبت به رابطتون پیدا میکنم :|

دختره 13 سال سنشه، هنوز 357207042 کیلو پشم از سرو صورتش آویزونه جوری که اگه مانتو تنش نباشه فکر میکنی پسره 13 سال سنشه :| (هممون این دوران رو داشتیم :|). اون وخ حلقه دستش میکنه کسی مزاحمش نشه :| خو دلبندم، عزیزم، پشم! :| پسری که در اون حالت تو خیابون چشمش تو رو بگیره اونقدر اوسکول هست که اون رینگ مسخره ای که تو انگشتت انداختی در میزان گیرش چشمش تاثیری نداشته باشه :| نکنید این کارو :| خیلی خزه :| خیلی خزید :|
دیدم که میگم :|

دختره تازه اومده دانشگاه، تا یه هفته پیش با یکی دیگه بوده در فاز ازدواج، الان با یکی دیگه س اونم در فاز ازدواج :| ولی چون این جدیده فازش یه کم شدیدتره پسره بعد از دو هفته یه جفت حلقه میخره میاره میکنن تو انگشتاشون. و اون حلقه طی هر دعوایی هی از دستشون درمیاد و یا تو صورت اون یکی پرت میشه یا کف توالت یا کف خیابون :| و یک ساعت و چهل و پنج دقیقه ی بعد دوباره با هم آشتی میکنن و اون حلقه مجددا برمیگرده به انگشت.
و دوباره این پروسه تکرار میشه :|
تا اینکه در نهایت اون حلقه برای همیشه در صورت طرف مقابل پرت میشه. و یک هفته بعد، فاز ازدواج با شخص دیگری آغاز میشود.
و این پروسه تا روزی که دختره بالاخره موفق بشه خودشو بکنه تو پاچه ی یه بدبخت، ادامه خواهد داشت.
دیدم که میگما :|
توجیهشون هم عموما اینه که من تازه میخواستم با طرف آشنا بشم :| به هم نمیخوردیم، جدا شدم :|
در حالی که تا دو روز قبلش داشت واسه طرف میمیرد مثلا :|
خو غلط میکنی وقتی هنوز طرفتو نمیشناسی حلقه میکنی دستت. جوگیر. هوس باز. بیشعور :|

خو اینا عشقه؟! نه واقعا اینا عشقه ؟! :|
نه :| اینا صرفا یه کپه خز قهوه ایه -_-

عشق قداست داره. رو هر حس مسخره ای اسمشو نمیذارن.
اون حلقه ی مسخره ای که میندازین دستتون به نشانه ی عشق و تعهد مثلا (!)، با ارزشه. اگه قراره هی پرت بشه تو در و دیوار، اگه واسه مسخره بازی و فخر فروشیه، نندازیدش لطفن :|


از حلقه انداختن قبل از ازدواج متنفرم. چون نمیخوام با این جماعت خز کننده یکی بشم.
تصویر ذهنی من از حلقه، نشونه ای برای تعهد رسمی و با اطلاع خانواده هاس. ینی اون مرحله ای که همه چی در اوج جدیت قرار میگیره.
حالا هرچقدرم عاشق هم باشید، هرچقدرم قصد ازدواج داشته باشید و هرچقدرم اسم بچه هاتونو انتخاب کرده باشید و حتی رنگ پرده های خونتون رو، وقتی قبل خواستگاری و این داستانا حلقه دستتون میکنید احساس "اینا رو نیگا چه جوگیرن دو روز دیگه این حلقه ها رو پرت میکنن تو صورت هم" نسبت به رابطتون پیدا میکنم :|

مرسی.


[ دوشنبه 21 تیر 1395 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ شقا ] نظرات



      قالب ساز آنلاین